تبلیغات
گلـــیل دیــارکرمــــــــــــــانــــــج www.golil.ir - فردوسی کرمانج
 
گلـــیل دیــارکرمــــــــــــــانــــــج www.golil.ir
توجه توجه...سایت رسمی گلیل افتتاح شد....www.golil.ir
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : یاسر میرزایی
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




استاد علی بابا رستمی



در دامنه ارتفاعات كوهستانی پتله‌گاه شیروان روستاهای متعددی وجود دارد كه یكی از آن‌ها خلاجلوست و استاد علی بابارستمی یكی از مطرح‌ترین نوازنده‌های دوتار و از بهترین خواننده‌های ابیات و اشعار حماسی در همین روستا به دنیا آمده است. پدرش استاد زال رستمی مردی آهنگر بوده كه ضمن آهنگری دوتار هم می‌نواخته است. اهالی روستای خلاجلو از ایل كرد بیچرانلو هستند كه عقاید پاك و میهن دوستی آنها بر همگان آشكار است. علاقه به اسب، اسلحه و نواختن موسیقی و آواز در كوه‌های مرزی سرحد از علایق عمومی این كوه‌نشینان صبور و آرام آریایی است.



ادامه مطلب در ادامه متن.....

در دامنه ارتفاعات كوهستانی پتله‌گاه شیروان روستاهای متعددی وجود دارد كه یكی از آن‌ها خلاجلوست و استاد علی بابارستمی یكی از مطرح‌ترین نوازنده‌های دوتار و از بهترین خواننده‌های ابیات و اشعار حماسی در همین روستا به دنیا آمده است. پدرش استاد زال رستمی مردی آهنگر بوده كه ضمن آهنگری دوتار هم می‌نواخته است. اهالی روستای خلاجلو از ایل كرد بیچرانلو هستند كه عقاید پاك و میهن دوستی آنها بر همگان آشكار است. علاقه به اسب، اسلحه و نواختن موسیقی و آواز در كوه‌های مرزی سرحد از علایق عمومی این كوه‌نشینان صبور و آرام آریایی است.

ساز رایج آنها عموماً نی و دوتار است كه به نوازنده نی «بلیروان» و نوازنده دوتار «بخشی» می‌گویند. دوتار اهالی سرحد شیروان دارای یازده پرده است و معتقدند دوتار، سازی بهشتی بوده و نوازنده آن نظر كرده خداوند است و علمی در اختیار دارد كه سایرین از آن بی‌بهره‌اند.


تفاوت خوانندگان كوه‌نشین در مناطق كوهستانی شیروان كه به سرحدی معروفند با سایر خوانندگان و نوازندگان خراسان
در اجرا و انتخاب آهنگ‌هاست. نوازندگان سرحدی بیشتر به حماسی خوانی توجه دارند و اشعار حماسی فراوانی را اجرا می‌كنند و حتی در عروسی‌ها هم از حماسی‌خوانی دست برنمی‌دارند و حكایات و قصه‌های دینی و سرگرم كننده در مرتبه دوم قرار می‌گیرد. سرآمد حماسی‌خوانان سرحد، علی بابارستمی است كه اینك از میان ما رخت بر بسته است. علی بابا رستمی از
كودكی در سرحد شیروان با «عاشق‌ها» و بخشی‌های مطرحی آشنا شده كه در منزل پدرش استاد زال رستمی، آهنگی معروف سرحد، رفت و آمد داشتند چرا كه پدرش دوتار ساز خوبی هم بوده است. علی بابا با پرورش در چنین خانواده هنردوستی تصمیم می‌گیرد تا به هنر روی آورد. او دوتار و آموختن آن را ابتدا نزد پدر فرا می‌گیرد و سپس به هنامه نزد رحیم‌خان می‌شتابد تا از مكتب رحیم‌خان نیز بهره‌گیرد. رحیم‌خان پی به استعداد عجیب علی‌بابا می‌برد و او را تحت تعلیم قرار می‌دهد و تمامی آهنگ‌ها را به علی‌بابا می‌آموزد و واژه «بخشی» را به استاد علی بابا رستمی اعطا می‌كند. گرفتن واژه بخشی از دست استادی چون رحیم‌خان بهادری كه سلطان دوتار نامیده می‌شود عزم علی بابا رستمی را صد چندان می‌نماید تا تمامی آهنگ‌های سرحدی را جمع‌آوری و مكتوب نماید. از این‌رو علی بابا دست به كار می‌شود و به تدریج متوجه می‌شود كه روح شاعری و خودبندی در وجودش، او را از مراجعه به شاعران قدیمی بی‌نیاز ساخته است. او با احساس زیبای خود هنگامی كه دست به دوتار می‌برد چون بلبلی مست بر دوتار پنجه می‌ریخت و می‌نالید و می‌خواند و جمع حاضر را دیوانه اشعار بی‌مثال خود می‌نمود. گاه دوتار نوازی استاد علی بابارستمی ساعت‌ها طول می‌كشید و چه بسیار كسانی كه آهنگ‌ها و اشعار او را به ذهن می‌سپردند و یا یادداشت می‌كردند و تشویق‌ها آنقدر از سوی مردم نثار علی بابا رستمی می‌شد كه حتی با پنجه خون‌آلود هم به احترام حضور مردم دوتار را كنار نمی‌گذاشت. حماسه‌خوان سرحدی هر روز كه جوانتر می‌شد شاهد اتفاقات تاریخی و تازه‌ای در سرحد بود. جوانی علی بابا رستمی مصادف با وقوع حوادث تاریخی مهمی در سرحد شیروان بود:

واقعه 1320 شمسی، قیام فرج‌الله خان سرحدی و اعلام خودمختاری در سر حد شیروان، نبرد سرداران با ژاندارم‌های رضا شاهی، یاغی شدن حبیب سردار زیارتی، عباس پهلوان دوینی، حسن سردار ینگی قلعه، ماجرای قتل محمدتقی بك جریستانی، حمله تركمن‌ها به سرحد شیروان و ...

حماسه‌خوان سرحدی با دیدن اتفاقاتی كه در كنارش رخ می‌داد نمی‌توانست آرام بگیرد و از این‌رو منظومه‌های فراوانی در بیان شجاعت و رشادت جوانان كُرد ایل خود سرود و توانست با نغمات مسحوركننده خود پیروزی و شادی را به میان ایل خود بازگرداند. منظومه كردی او در جنگ خان سرحد با تركمن‌ها و روسی‌ها تا سالها قبل در سرحد در همه مجالس خوانده و در نوع خود زیبا و غرورآفرین است.

آوازه علی‌بابا رستمی موجب شد تا سال 1340 توسط رادیو خراسان دعوت شود كه مورد قبول استاد رستمی واقع می‌شود و به مدت 15 سال با رادیو خراسان همكاری نمود كه شاید صدها ترانه سرائید و هر كدام شاهكاری ادبی شناخته می‌شوند. قطعه «یان دشت» او اینك با گذشت پنجاه سال هنوز در اذهان مردم باقی مانده و هر جوان سرحدی در تنهائی سعی در تقلید آن دارد، ولی صدای علی بابا رستمی چیز دیگری است، صدایی گرم، رسا، و چنان می‌خواند كه گوئی طبیعت و كوه‌های سر به فلك كشیده سرحد شنونده‌اش هستند.

استاد رستمی از خاطراتش گفت: آنقدر دعوت می‌شدم به مجالس كه دیگر شب و روز نداشتم اگر برای یك شب به روستائی دعوت می‌شدم كارم به یك ماه می‌كشید چون مردم دست‌بردار نبودند و می‌گفتند بخوان! ومن هم برای دل آنها می‌خواندم و می‌سرودم و در شادی و غم مردم شریك بودم. چه بسا كه بارها آهنگی سروده‌ام كه آن‌را تقدیم مردم نموده‌ام. مثلاً سال 1325 بود كه میهمان اهالی شركانلو بودم، زمستان بود و هوا بسیار سرد، جوان‌ها به كوه رفتند تا كبك شكار كنند. جوانی تازه داماد هم همراه آنها رفته بود ولی متاسفانه راه را گم می‌كند و در برف گیر می‌كند و دچار طوفانی می‌شود و جان می‌دهد. چون جنازه جوان پیدا شد و به روستا آوردند تا دفن شود من قطعه «مام، مام لَ چی مامَ» را سرودم كه معنی آن در كوه تنها ماندم و جان دادم می‌شود را ساختم كه هر وقت می‌خواندم زن و مرد با صدای بلند به گریه می‌افتادند و خودم نیز اشك‌هایم جاری می‌شد... و یا در همین اواخر تاریخ انقلاب اسلامی را از 1342 تا 1357 هـ . ش به نظم كشیده‌ام و به كردی سروده‌ام و برای بعضی از شهدای ایل خود نیز شعر و سرود گفته‌ام كه دلم را تسلی و آرامش می‌بخشند.

از استاد علی بابا رستمی در مورد حضور در جشنواره‌ها سوال کردم گفت: «هیچ‌گاه دوتار را برای مسابقه برنداشته‌ام ولی 60 سال برای مردم و كوه‌ها و مردان سلحشور این دیار دوتار نواخته‌ام كه همه می‌دانند. سه دفتر شعر كردی و فارسی آماده چاپ دارم كه اگر خدایاری كند به چاپ می‌رسانم. ولی چیزی كه مرا رنج می‌دهد فرار جوانان ما از میراث گذشتگان است، ولی من دوتار را بهترین همدم و مونس خود می‌دانم. جدیداً شعری سروده‌ام كه مناظره من و دوتار است: با دوتار مناظره می‌كنم هر دو از خود می‌گوئیم در پایان دوتار پیروز می‌شود چرا كه دوتار هنر است و هنر هیچ‌گاه نمی‌میرد. ولی من از خاكم به خاك باز می‌گردم.

اگر نامی هم از من باقی بماند به واسطه اهمیت هنر و معنویات است. حالا هم كه شما آمده‌اید من و دوتار و شاهنامه و كوه پتله‌گاه جشن خوبی خواهیم داشت و شاید حافظ و فردوسی هم تا آخر شب به ما ملحق شوند!»

روحش شاد ویادش گرامی


این مطلب به نقل از سایت موسسه کرمانج می باشد




نوع مطلب : هنر و هنرمندان شمال خراسان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر